محمد سعيد جانب اللهى
190
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
زخم گلوله : در سيستان براى بيرون آوردن گلوله جگر گوسفند را مىكوبند و در محل تيرخوردگى مىگذارند ، گلوله خودبهخود بيرون مىآيد ( جانب اللهى ، 1381 : 244 ) . در لرستان براى بند آمدن خون زخم گلوله ، جگر گوساله را نيمپز مىكنند و روى زخم مىبندند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 256 ) . رماتيسم : در آبكنار گيلان شكم خوك را پاره مىكنند و بيمار را در آن جاى مىدهند ( ميرشكرايى : 472 ) . پيسى : در ايلام با جوشانده و شورباى خرخرهء گرگ درمان مىكنند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 259 ) . سرخ شدن پوست : پوست گاهى در ناحيهء ران سرخ مىشود و درد مىگيرد : در لرستان ابتدا محل سرخشده را خراش مىدهند و خونش را بيرون مىكشند سپس معدهء بزغالهاى را كه سر بريدهاند پاره مىكنند و محتويات آن را با خون بزغاله مخلوط كرده روى سرخشدگى پوست مىمالند ( همان : 261 ) . سودا يا خارش : در لرستان محتويات معدهء گوسفندى را كه سر بريدهاند با خون آن مخلوط مىكنند و بر محل خارش مىمالند ( همانجا ) . مارگزيدگى : در لرستان بعد از حجامت كردن يا تيغ زدن محل گزيدگى را در شكمبهء تازهء گوسفند مىپيچند و هروقت شكمبه سرد شد ، دوباره آن را با خاكستر داغ يا گرم مىكنند ( همان : 279 ) . عقرب و رتيلگزيدگى : در اردبيل همان درمان مارگزيدگى در لرستان را اعمال مىكنند ( وجدانىفر و ديگران : 312 ) . ويار : در لرستان اگر ويار زن باردار شديد باشد و مرتب حالت استفراغ داشته باشد شكمبهء گوسفند را مىپزند و مقدارى از عصارهء آن را با تكهاى از شكمبه به او مىخورانند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 251 ) . در خراسان شكمبه گوسفند را تميز مىكنند و در آب مىجوشانند و به آن آبليمو مىزنند و پنهانى در خوراك زن آبستن مىريزند ( شكورزاده : 130 ) . سوزاك : در ميبد نزديكى با خر ماده را درمان آن مىدانند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . هولزدگى : در خراسان گوسفندى سر مىبرند و دل حيوان را گرماگرم چند دقيقه در كف دست شخصى كه هول كرده است ، مىگذارند ، بعد آن را قطعهقطعه كرده به سيخ مىكشند و كباب مىكنند و به مريض مىدهند ( شكورزاده : 277 ) . سختزايى : در دليجان رودهء غربال « 1 » را سوزانده به بدن زن مىمالند ( نوبان و ديگران : 235 ) .
--> ( 1 ) . منظور شبكهء غربال است كه از زائدههاى زهتابى روده يا پوست گوسفند مىبافند .